شهید «بابا»

تقدیم به شهید گمنام

شهید «بابا»

تقدیم به شهید گمنام

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۱ شهریور ۹۶، ۱۳:۲۹ - سایت تفریحی چفچفک
    قشنگ  بود

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید محمد اینانلو» ثبت شده است

۱۸
دی ۹۶

#شهید_محمد_اینانلو

فکر کنم اوایل دی‌ماه امسال، همین چند روز پیش بود که شب، خواب مرحوم اینانلو را دیدم؛ مجری تلویزیون را می‌گویم؛ مرحوم محمدعلی اینانلو. صبح که بیدار شدم، دیدم یک نفر در کانالم در تلگرام عضو شده. از آن‌جایی که تعداد اعضای کانال من خیلی خیلی کم بود، هر تغییری در تعداد اعضا را می‌فهمیدم. رفتم ببینم کی بوده. داشتم عکس‌های پروفایلش رو نگاه می‌کردم که رسیدم به عکس یک سنگ قبر. رویش نوشته شده بود: «شهید محمد اینانلو».

ماتم برد. برای لحظاتی نمی‌دانستم باید چه کنم. کمی بعد، اسم آن شهید و مرحوم اینانلو را در گوگل سرچ کردم. هر دو در دی ماه سال ۹۴ به رحمت خدا رفته بودند. مرحوم اینانلو دوازدهم دی‌ماه و شهید در بیست‌ویکم دی‌ماه ۹۴ به شهادت رسیده بود.


بیشتر که جستجو کردم دیدم مستندی درباره شهید ساخته شده به نام حلما؛ همنام دختر شهید. یادم افتاد نام دختر یک شهید، حلما بود و من پس از فهمیدن آن، دوست داشتم اگر دختردار شدم، اسمش را بگذارم حلما. منتهی یادم نیست این شهید، همان شهید بود یا نه. از آن روز، مشغول مطالعه خاطرات مکتوب موجود در اینترنت و دیدن دو مستند درباره این شهید شدم. خیلی دوست داشتم چیزهایی که خوانده‌ام و دیده‌ام در این وبلاگ بگذارم اما، با خودم گفتم شاید تعریف همین خاطره، باعث شود کسی با سرعتی بیشتر از من دنبال آشنایی با این شهید برود. تا جایی که من فهمیده‌ام، شهید جاویدالاثر است و یادمانی در امامزاده طاهر کرج برایش گذاشته‌اند. خاطرات خوبی در مصاحبه با جانباز حبیب عبداللهی، رفیق شهید، وجود دارد. با همسر شهید یک مصاحبه انجام شده که مکتوب آن در اینترنت موجود است. کانالی در تلگرام به نام شهید مدافع وجود دارد که درباره این شهید است اما، مدت‌هاست به روزرسانی نشده.


یک چیز دیگر را هم خیلی دوست دارم بگویم. حدود یک سال پیش و شاید بیشتر، من اشتباهی به یک جشن دعوت شدم. قرار بود من در آن مراسم جایزه بگیرم اما، وقتی رفتم آن‌جا، دیدم مرا اشتباهی دعوت کرده‌اند ولی، من دیدم تا آن‌جا رفته‌ام، در جشن شرکت کردم. البته، تا همین حالا، آن جایزه که مبلغش پانصد هزار تومان بود، به من نداده‌اند. بعد از جشن، آمدم بیایم خانه، دیدم برای بعضی از خانواده‌های مدافع حرم مراسم گذاشته‌اند. زنی که قاب عکس شوهرش همراهش بود، نظرم را جلب کرد. او همسر شهید محمد آژند بود، که دقایقی را با هم حرف زدیم. عکس‌های شهید محمد اینانلو را که نگاه می‌کردم، شهید محمد آژند هم جزو رفقایش بود.

اگر در رفاقت با این شهید و رفقایش به جاهای خوبی رسیدید، سلام ما را هم به او برسانید. اگر خانواده‌اش را هم دیدید، سلام ما را برسانید؛ سلام همه‌ی ما را.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۶ ، ۲۲:۴۱
عمه خانم
۱۶
دی ۹۶
#شهید_محمد_اینانلو

حلما جان، سلام! چند روز است که بیشتر وقت‌ها به تو و پدرت فکر می‌کنم. پانزدهم دی‌ماه سال نودوچهار، پدرت به سوریه رفت و بیست‌ویکم دی‌ماه، یعنی فقط چند روز بعد، به شهادت رسید. آن موقع، تو هنوز یک‌ساله نشده بودی. اوایل بهمن‌ماه تولدت است.امسال، تولدت دو سه روز بعد از تولد حضرت زینب(س) است.حلما جان، یادت آرام و قرارم را گرفته. پیشاپیش تولدت مبارک!








۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۶ ، ۱۴:۴۶
عمه خانم